روز تعطيل بود ونه خبري از شهرداري بود كه سد معبر را گير دهد و نه خبري از روزنامهها كه جاي عرضه را گرفته باشند.
روز تعطيل بود ونه خبري از شهرداري بود كه سد معبر را گير دهد و نه خبري از روزنامهها كه جاي عرضه را گرفته باشند.
پيكردكتر قاليبافيان استاد دانشكده فني دانشگاه تهران امروز صبح يكشنبه 27 خرداد، از مقابل دانشكده فني در ميان اندوه خيل دوستداران وي تشييع شد. در اين مراسم رئيس و جمعي از مسئولان دانشگاه تهران، رئيس و معاونين دانشكده فني، اعضاي هيات علمي دانشكده فني، اعضاي شوراي عالي و هيات مديره كانون فني، هيئت مديره انجمن بتن، مديران و كاركنان شركت مهندسان مشاور سانو و اعضاي بسياري از تشكل ها و انجمن هاي مهندسي كشور و جمع كثيري از فارغ التحصيلان و دانشجويان دانشكده فني حضور داشتند.
علی زادمهر: در روزنامه ها نوشته بود که عادل فردوسی پور قصد دارد تا برای کاندیداشدن درمجلس اقدام کند البته وقتی علیرضا دبیر و هادی ساعی در شورا هستند چرا فردوسی پور در مجلس نباشد؟؟!!!
آیا مملکت داری آسان شده است یا اینکه.....؟؟!!
مبانی دموکراسی و در راس آن برگزاری انتخابات در ایران دارای اشکالات فراوانی است چه از سوی رای دهندگان وچه ازسوی کاندیداها ،
درسمت انتخاب کنندگان به دلیل اینکه جمعیت کشور جمعیت جوانی است اکثر رای دهندگان نوجوان هستند( ونه حتی جوان) شخص رای دهنده به جای اینکه یک فرد سیاستمدار ومدیر را به درون یک نهاد دموکراتیک بفرستد فقط به علایق و تمایلات خود توجه میکند ورای ناپخته می دهدیعنی در رای دادن وانتخاب یک فرد ویا افراد گوناگون از بین کاندیداها رفتاری را انجام می دهد که مثلا در انتخاب کفش ویا لباس انجام می دهد ودر اکثر موارد شور انتخاباتی با شعور سیاسی ودرک درست همراه نمی شود، بهترین راه کار برای این مشکل بالا بردن سن رای دهندگان به حداقل 25 سال است و از آن سو نیز گروهای سیاسی به جای اینکه افراد مدیر را که هرکدام دارای دیدگاه خاص مدیریتی هستند را کاندیدا کنند روبه چهرهای سرشناس می آورند که در رشته ای نامور هستند و علاقه مندان بسیار دارند و معروف بودن فرد بر تخصص وی ارجحیت پیدا میکند ....
پ.ن:روزنامه شرق باعلیرضا رجایی مصاحبه کاملی در مورد موضوع فوق انجام داده است که میتوانید از
اینجا بخوانید
شهردار تهران وعده داد كه احداث تونل توحيد در مدت دو سال به اتمام مي رسد.
گرچه اين حرف كمي خوشبينانه به نظر مي رسد.ولي ما هم خوشحال مي شويم پروژه اي با اين عظمت ظرف دو سال ساخته شود، تا شايد از بار ترافيك چمران، آزادي و جمهوري كاسته شود.
اما با توجه به اين كه در كشور ما معمولا بعد از هر تغيير در مديريت ، طرحها نيز به بايگاني فرستاده مي شود،اين طرح با ابقاي شهردار قاليباف در جايگاه خودش از اولين شرط جان سالم به در برد.
اما در چشم به هم زدني بيش از 60 روز از 730 روز درخواستي براي اجراي اين طرح گذشته و علي رغم تلاشهاي شبانه روزي مسئولان طرح، هنوز حتي روز شمار طرح نيز فعال نشده است. نصب يك تابلو روي زمين ، بدون خطر آنچناني، يا حتي بدون نياز به مصوبه بودجه و تامين اعتبار و فارغ از بور كراسي اداري بيش ازدو ماه از زمان 24 ماهه طرح را به خود اختصاص داده است . در نهايت اين سئوال پيش مي آيد كه چگونه مي توان طرحي با اين عظمت را كه بخش اعظم آن زير زمين انجام مي شود، انجام داد . و اگر قرار است به صورت فشرده اين كار انجام شود چرا تاكنون هيچ كاي صورت نگرفته. البته به جز روز شمار!
صفاییه. باقری : يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب. روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد.
در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد.
بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد.
روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود.
وقتي با كودك صورتي پوش در خيابان راه مي رفتم ، پيراهن سبز چهار پليس كودك يك ساله را به خودش جذب كرد. نمي دانستم چگونه بايد به كودك بفهمانم نبايد به سمت پليسها برود اما كودك رفت.شايد خودم مي ترسيدم. تازگيها چهره هايي از پليس ديده بودم كه از پليس وحشت داشتم. پليس در ذهنم انساني شده بود كه فقط مامور است و معذور و هيچ اراده اي ندارد. اما پليس ها با ديدن كودك يك ساله به سمتش آمدند ، او را در آغوش گرفتند و بوسيدند. يكي از پليسها به كودك كيك و آبميوه داد. و يكي شروع كرد به شكلك در آوردن براي كودك تا او را بخنداند. و هر چهار پليس دور كودك حلقه زدند و كنارش نشستند. با خودم گفتم اينها هم آدمند و مثل همه آدمها ديدن يك دختر بچه برايشان هيجان انگيز است. اما هنوز تعجب مي كنم و برايم سئوال است كه وقتي ما دخترها بزرگ مي شويم چقدر پليد و نا مقدس مي شويم كه مستحق هر نوع تحقيري از سوي پليس هستيم.

جواب:خلوت ـ با اجنبيه ـ به خودى خود در نزد ما حرام نيست. همانطور كه از نصوص استفاده مى شود، بلكه يك امر «مكروه» است، البته اگر منجر به هيچ نوع عمل حرامى نشود.
پس مانعى نيست از حضور در جلسات خصوصى كه زن اجنبى در آن حضور دارد. اعم از اهل كتاب يا غيرآنان در بلاد كفر يا در بلاد اسلام. در منزل يا كارگاه يا اتاق و البته در اين امر، فرقى ميان دانشجويان و كارمندان و نمايندگان اعزامى نيست.
اما حكم شرعى درباره نگاه به افراد بى حجاب غربى، «جواز» است. يعنى: نگاه كردن به: سر و گردن و صورت آنان و آنچه كه پوشاندن آن در نزد آنان متعارف نيست، بدون هيچگونه لذت جويى و ريبه، جائز است. اما نگاه كردن به غير آنچه كه ذكر شد، جايز نيست.
۲ـ هنگامى كه دختر يا زن غربى مى خواهد مسلمان شود، با مشكل «حجاب» روبه رو هستيم و گاهى ديده شده كه آنها به خاطر الزامى بودن حجاب، از پذيرفتن اصل اسلام خوددارى كرده و دور شده اند. تكليف در قبال الزامى كردن حجاب بر زنان غيرمسلمان چيست؟
جواب:جاى شك نيست كه حجاب يك امر ضرورى از ديدگاه اسلام است و پوشش يك حكم اسلامى واجب براى زنان مسلمان است ـ بجز صورت و دست ها ـ ولى اگر ملزم كردن زنان غربى نوآشنا با اسلام، براى استفاده از حجاب، موجب عدم رغبت آنان به اسلام گردد، پس مانعى نيست كه آنها به اين امر ملزم نشوند البته با توجه به اين نكته كه حكم ـ «وجوب» بر قوت خود باقيست.
و سزاوار است به آنها اعلام شود كه حجاب اسلامى در واقع براى عفاف است و معنى آن، اين نيست كه حتماً از لباس هاى متعارف در نزد شرقى ها استفاه شود، بلكه پوشيدن مو و جسم ولو با لباس هاى محلى، كافيست. البته پوشيدن صورت و دست ها واجب نيست. بنابر حكم مشهور ميان همه فقها شيعه اماميه، رضوان الله عليه
قبول «اصل توحيد» و «نبوت رسول اكرم (ص)» در مرحله نخست قرار دارد و مهم تر از اجراى احكام است و اين امور، پس از پذيرش اسلام، به طور طبيعى و به تدريج حاصل مى شود... درصدر اسلام هم همه احكام كه مرة واحده بر مسلمين واجب يا حرام اعلام نشد، بلكه به تدريج و با مرور زمان لازم الاجرا گرديد.»
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
منبع مطلب:روزنامه ایران تاریخ یک شنبه ۱۳/۳/۱۳۸۶

شماره پنجم هفته نامه اشراق با بررسی قتل یک زن نیکوکار در سعادت آباد تهران و گفتگویی با محمد بلوری منتشر شد. خدیجه آریایی پور خدمات ارزنده ای به کودکان داشته است و جریان قتل او به شدت مرموز است.شماره پنج اشراق برای دست اندرکارانش گذر از یک مرز بود. در شماره جدید گفتگویی با محمد بلوری انجام شده که به بهانه ۵۰ ساله شدن صفحه حوادث در مطبوعات ایران است. البته از آنجا که بلوری در ماجرای جنگ ظفار هم گزارش های افشاگرانه ای تهیه کرده از او مطلبی درباره این ماجرا در شماره پنج داریم. داستانی که اسدالله امرایی برای این شماره ترجمه کرده است داستان بامزه ایست که خواندنش را توصیه می کنبم.یک بخش دیگر هم در این شماره راه اندازی شده و آن مرور خاطرات افسران کارکشته پلیس آگاهی است که در شماره پنجم بهنام ذوقی یکی از پرونده های قتلش را بازگفته است.
علی زادمهر : از دیدگاه صادق هدایت فقط مرگ است که هرگز دروغ نمیگویدپ.ن:مطلب فوق بر گرفته از سخنان جهانگیر هدایت برادر زاده صادق هدایت است که در تاریخ ۹/۳/۸۶ در کافه تیتر بیان نمود
یکسالی می شود که داروی حیاتی دسفرال بصورت جیره بندی میان بیماران تالاسمی توزیع
می شود.البته عمر این جیره بندی کمی کوتاه تر از عمر مصرف داروی جایگزین دسفرال در دنیاست.
سال گذشته معاونت دارو و غذای وزارت بهداشت علیرغم قرار دادن نام داروی جدید ایکس ـ جید در
لیست داروهای وارداتی از واردات انبوه آن به بهانه مقرون به صرفه نبودن امتناع کرد و بیماران مجبور
شدند تا درمان را با همان داروی تزریقی دسفرال ادامه دهند.این روزها ایکس ـ جید خوراکی میان
۵۰۰ بیمار تالاسمی توزیع شده وبقیه جمعیت تالاسمی ها در حسرت جایگزین کردن قرص خوراکی
بجای آمپول تزریقی به سر می برند.درمان هم گزینشی شده است.به قول محسن نامجو (همه چی
به ما می خنده یره...)
علی زادمهر:تاريخچه نقد فيلم در ايران باز ميگردد به سال 1309 كه در آن زمان نقد بيشتر فيلمها بر روي داستان فيلم استوار بود وبيشتر يك توصيه نامه بود تا نقدسينمايي اما نقد جدي فيلم تقريبا از سال 1332 آغاز شد كه دكترامیر هوشنگ كاوسي به همراه طغرل افشار و فرخ غفاري از پيشگامان آن بودنددكتر كاووسي زماني كه درابتداي دهه 30 از فرانسه به کشور بازگشت سينماي ايران رشد كمي خود را آغاز كرده بودو كاووسي با نقدهاي كه بروي فيلمها مي نوشت ودر مجلاتي همچون روشنفكر وسپس فردوسي چاپ مي شدتاثير به سزاي در سليقه مخاطب مي گذاشت......
آخرین توهینی که این بازیکن به پیراهن استقلال کرد، مربوط می شود به بازی استقلال-سایپا که در انتهای بازی با پرتاب پیراهن باشگاه به سمت هواداران عصبانی از باخت به آنها گفت: نخواستم هم بازی کنیم هم فحش بشنویم ... لیاقت شما همان است که در آزادی ببازید ... و ...
به دستور کارشناسان مطبوعات ورزشی قرار شد این عکس را در روزنامه کار نکنیم و ما اطاعت کردیم تا مطلب فوق را زیرتیتر کنیم !

وقتي محمود احمدينژاد در جمع گروهي از دانشجويان، نظام آموزشي ايران را به 150 سال حاكميت سكولاريسم متهم كرد و از دانشجويان خواست براي تغيير نظام آموزشي همكاري كنند شايد كمتر كسي فكر ميكرد تنها يك سال بعد دانشگاههاي كشور با شرايطي روبهرو شوند كه شرايط سال 59 و وقوع انقلاب فرهنگي را در ذهن تداعي كند. يك سال پيش رئيسجمهوري در جمع گروهي از دانشجويان با انتقاد از نظام آموزشي ايران گفته بود، دانشجويان بايد مطالبهگر باشند و بر سر رئيسجمهور فرياد بزنند كه چرا يك استاد سكولار بهخاطر اينكه انديشههاي دانشجو با انديشههاي او مغايرت داشته، به دانشجو نمره كم داده است.
اما انتقاد احمدينژاد از حاكميت 150 ساله سكولاريسم در نظام آموزشي ايران در حالي مطرح ميشد كه نه 150 سال پيش بلكه نيمه خرداد سال 59، دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور با بيانيه شوراي انقلاب تعطيل شد.