تبليغاتX
زیرتیتر

زیرتیتر

تو را نمی شناسم اما رد خون روی صورتت را چرا. قرمزی اش گرچه به قرمزی پیراهن عزت ابراهیم نژاد و همقطارانش نیست اما گرمایش همان گرمای داغی است که سالهاست بر دل ایرانیان می نشیند. و لابد بازی روزگار است که می خواهد یادمان نرود هر کس باد بکارد طوفان درو می کند! 

 

مسیح علی نژاد: سردار احمدی مقدم! خیالت راحت ، این عکس در روزنامه چاپ نمی شود
مریم شبانی: انسان ، گرگ انسان
مژگان جمشیدی: از بدحجابي تا صورت خونين، يك تار مو فاصله هست
فهیمه خضر حیدری: ما کجا زندگی می کنیم؟
محمد جواد روح: حاکمیت وحشت
میترا خلعتبری: از ایران خسته شدم
روزبه میر ابراهیمی: ظالم یا مظلوم؟ کدام مقصرند؟
سهام بورقانی: طرح نا امنی اجتماعی
محمد رضا یزدان پناه: فراخوان عمومی برای محکوم کردن توحش
حمید مافی: ما محصول استبداديم
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 20:32  توسط امير موسي كاظمي  | 


علی زادمهر:امسال 27اردیبهشت روز روابط عمومی و ارتباطات نامگذاری شده بود ودر این روز همایشهای برگزار شد که طی آن سعی شده بود به روابط عمومی واصحاب آن اهمیت داده شود
اول همایشی بود که  توسط دولت در سالن اجلاس کشورهای اسلامی برگزار شد و طی آن رئیس جمهور ورئیس مجلس سخنرانی کردند، هر چند این حرکت دولت دیر انجام شد وروابط عمومی ها انتظار داشتند که دولت نهم زودتر چنین همایشی را برگزار کند اما نفس برگزاری آن جای تقدیر دارد ولی نکاتی را در همایش دیدم که جای تأمل دارد:....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 23:20  توسط علی زادمهر  | 

 بچه‌هاي روابط عمومي جشنواره و نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال با مراجعه به غرفه‌رسانه‌ها از كليه خبرنگاران حاضر در نمايشگاه خواستند كه در نشست خبري زارع‌پور ، معاون وزير ارشاد و رئيس نمایشگاه رسانه های دیجیتال شركت كنند. نشست قرار بود در VIP نمايشگاه در سالن 15 برگزار شود اما جلوي در محل برگزاري نشست شك كردم كه قرار است رئيس نمايشگاه را ملاقات كنيم. وضعيت چنان امنيتي بود كه اگر احمدی نژاد آنور آب نبود فكر مي‌كردم مهمان رئیس جمهور هستيم. گرچه براي ديدن او هم چنين تشريفاتي لازم نبود.

با درخواست و التماس مسوولان كمي مقنعه‌ها را جابجا كرديم و داخل شديم. اول فكر كردم همه چيز تمام شده اما خنده‌دار بود، تا حالا نديده بودم با خبرنگار اين چنين برخورد شود. توي سالن هم آقايي روبرو ايستاده بود و در بين جلسه چشم از خانم‌ها برنمي‌داشت و منتظر بود تا روسري يا مقنعه كسي عقب برود تا به او تذكر دهد.

البته آخر جلسه خبرنگاران موضوع را به معاون وزیر گفتند و زارع پور رسما از همه عذرخواهي كرد تا قضيه همانجا فيصله پيدا كند. شنيده بوديم وظيفه نيروي انتظامي مبارزه با بدحجابي است اما از اين كه مسوولان نمايشگاه هم چنين حكمي گرفته‌اند خبر نداشتيم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 23:17  توسط فاطمه رشیدی  | 

 اگر ديد ي راهي  كه مي روي تو را به جايي نمي رساند

 به جاي دست روي دست گذاشتن و به سر و صورت زدن ، متوقف شو و راهت را عوض كن !

 باقری : دهكده ي روپ شي ، در سي كيلومتري شرق داكا پايتخت بنگلادش قرار دارد . عبدالمطلب يك كشاورز چهل و شش ساله است كه روي زمين اجاره اي يك زميندار بزرگ كار مي كند .او كشاورز خوبي است و از زمين كوچكي به مساحت يك دهم هكتار ، نيم تن برنج به عمل مي آورد .خانواده ي عبدالمطلب قبلا خيلي فقير بودند . بسياري از ايام هفته از گرسنگي رنج  و سوء تغذيه مي بردند . او مي گويد اين پانصد كيلو گرم برنج را در سال به قيمت سه هزار تاكا ، ( واحد پول بنگلادش ) ، مي فروخت كه به پول ايران مي شود حدود چهل و پنج هزار تومان !اما چون اجاره ي زمين و هزينه ي كود و سم بالاست ، نهايتا فقط هشت هزار تومان براي عبدالمطلب باقي مي ماند و اين مبلغ نا چيز ، همه دست رنج يك خانواده ي پر جمعيت ، پس از شش ماه كار شاق و پر زحمت است .اكنون مي توانيد به خوبي درك كنيد كه چرا با وجودي كه توليد برنج بنگلادش كفاف سير كردن شكم همه ي مردم آن را مي كند ، باز هم حدود سي ميليون از جمعيت اين كشور در گرسنگي به سر مي برند .خيلي از كشاورزان هم رديف عبدالمطلب ، كشاورزي را رها كرده اند و به حاشيه ي پايتخت پناه برده اند و در آنجا به مشاغل دلالي و پست تن داده اند .اما عبدالمطلب و خانواده اش در زمين اجاره اي مانده اند و  تصميم گرفته اند تا به شكلي جديد با زندگي بر خورد كنند .آنها اين بار به جاي برنج ، سبزيجات و ادويه كاشتند . حتي توانستند تعدادي مرغ و جوجه اردك را هم در گوشه اي از زمين پرورش دهند و از اين راه گوشت و پروتئين خانواده را جبران كنند .شايد برنج بنگلادش ارزان باشد و فقط دلال ها خريدار ان باشند و سود فروش آن بيشتر به جيب دلال ها برود ، اما در مقابل امكان فروش سبزي و ادوي جات به صورت خشك شده و بسته بندي شده در گوشه و كنار پايتخت بنگلادش فراهم است .خانواده ي عبد المطلب اين دفعه چند صد برابر قبل ، پول به دست آورده و مي خواهند خودشان اين بار يك زمين كوچك بخرند !هم اكنون ده ها هزار كشاورز در بنگلادش منتظرند تا كمك هاي جهاني آنها را از مرگ و گرسنگي نجات دهد .اما عبدالمطلب به وجودي كه خانواده اش در فقر و ناداري به سر مي برند ، اما حد اقل سوء تغذيه ندارند و حد اقل مواد  غذايي مورد نياز روزانه ي خود را خودشان تامين مي كنند . برگ برنده ي خانواده ي عبدالمطلب فقط عمل كردن به يكي از اصول كليدي موفقيت است :اگر ديد ي راهي  كه مي روي تو را به جايي نمي رساند ، به جاي دست روي دست گذاشتن و به سر و صورت زدن ، متوقف شو و راهت را عوض كن !

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 20:2  توسط حمید باقری  | 

سلام آقاي علي آبادي،

با شما حرف دارم و شايد بهتر است بگويم، سئوالي دارم. راستش را بخواهيد با اندك عقلي كه خدا به من صدقه داده است، نتوانستم منظور شما را از جوابي كه در مورد ميزباني جام ملت هاي آسيا 2011 و حضور بانوان در ورزشگاه ها به خبرنگار ايسنا داديد، بفهمم. شما در اين مورد گفته بوديد : " هر ملتي در چارچوب فرهنگ خود عمل مي‌کند، ما تابع شرايط فرهنگي خود هستيم و به طور قطع افرادي که در «AFC» حضور دارند، عاقل بوده و مسائل فرهنگي ملت‌ها را درک مي‌کنند. " و ادامه داديد : " اگر داخلي‌ها شيطنت نکرده و به خارج از كشور خط ندهند، قصدمان تعامل مثبت با کنفدراسيون آسياست كه تاکنون نيز چنين بوده و هيچ شرطي براي ورود بانوان به ورزشگاه‌ها از سوي اين کنفدراسيون براي ما تعيين نشده است."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 12:13  توسط گیتی عابدی  | 

دنيايي که بودجه مصروف نظامي‌اش 600 برابر بودجه آموزشي است اين مفهوم را مي‌رساند که توجه دولتهاي حاضر به قدرت و اسباب و تجهيزات نظامي 600 برابر اهميت به آموزش جمعيت خويش است. آيا به راستي تصميم گيرنده اصلي ملت است! و اين در حالي است که هر ثانيه يک نفر در اثر فقر و گرسنگي جان مي بازد و ميزان تخريب جنگل‌ها و مراتع ارقامي سرسام آور است‌. به باور صاحبنظران و متخصصان امر اگر همين روند ادامه داشته باشد بشر در زماني کوتاهي قريب به يک دهه با بحران بسيار جدي مواجه خواهد شد‌، اظهار نظر استفن هاوگينک در اين باب شايد درخور تأمل باشد‌؛ سير کنوني تخريب زيست محيطي انسان امروز در حدي است که براي ادامه و بقاي حيات مي‌بايست به فکر استقرار در کرات ديگر بود‌

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 11:43  توسط کاوه علی اسماعیلی  | 

معادله ساده اي نبود. بازي‌هاي سياسي و فشاري كه در دو روز گذشته بر شوراي شهر تهران وارد شده بود، چيزي كمتر از انتخابات رياست‌جمهوري نداشت.

اصولگرايان تندرو تمام توان خودشان را براي برداشتن رقيب جدي كه از قضا لباس اصولگرايي به تن داره ، انجام دادند. شايد ميون اون همه اضطراب و فشار سياسي ، تنها صحنه‌هايي كه تا مدتها در ذهن خبرنگاران خواهد موند،حاشيه هاي جالب اين دو روز بود:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 15:28  توسط صبا آذر پیک  | 

محسن نامجو در کافه تیتر

آنها كه گل مي‌خريدند، امروز چاقو مي‌خرند
علي زادمهر:
وارد كافه تيتر كه مي‌شوي صدايش را مي‌شنوي، قبل از آنكه خودش را ببيني.
گفتا كه از ترنجم/ كاندر جهان نگنجم...
محسن نامجو اهل تربت جام، خواننده و نوازنده موسيقي كه به درستي مي‌توان او را بعد از محسن چاووشي پديده موسيقي در سال 86 دانست، در آستانه 33 سالگي و در محاصره فلاش دوربين‌هاي عكاسي به كافه تيتر آمده بود تا از خودش و موسيقي متفاوتي كه ارائه مي‌كند، سخن بگويد........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 21:55  توسط علی زادمهر  | 

انگار این باران را سر باز ایستادن نیست و هر جا که می روی گریبانت را می گیرد. تیم آقای دکتر احمدی نژاد این بار دستور حمله به مطبوعات را در استان زنجان در راس کارهای خود قرار داده است به طوری که میر محمدی معاون عمرانی استانداری زنجان بعداز ظهر امروز با حمله به مطبوعات و خبرنگاران پا را از گلیم خود فراتر گذاشته و توهین و تهمت را نقل محفل کرده است. او که در جلسه شورای شهر زنجان حاضر شده بود گفت: "خبرنگاران مانند حیوانات موذی هستند که بر روی زخم می نشینند." او مطبوعات را به سیاه نمایی متهم کرده است. سخنان میرمحمدی پس از حمله چند روز پیش استاندار به مطبوعات استان بود. استاندار زنجان هم همین چند روز پیش خبرنگاران را به معاند بودن متهم کرده بود. قضیه به اینجا ختم نشده و جمال گیوه ای عضو شورای شهر زنجان نیز اعلام کرده عده ای کمونیست به مطبوعات راه یافته اند که باید با آنان برخورد شود. حملات تیم رئیس جمهوری به خبرنگاران و مطبوعات چنان گستاخانه صورت گرفته که موجبات خشم خبرنگاران را فراهم آورده است. خبرنگاران زنجانی در حال حاضر در حال رایزنی هستند تا بیانیه ای را علیه تهمت ها و توهین های مسئولان استان صادر کرده و در گام های بعدی علیه تهمت های مطرح اقامه دعوا نمایند. حال شایسته است که کل خبرنگاران ایرانی مراتب اعتراض خود را به موارد فوق اعلام داشته و دست همبستگی به خبرنگاران زنجانی دهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 20:2  توسط حمید عسگری نژاد  | 

           

زني که منوچهر متکي به خاطر وي مراسم شام شرم‌الشيخ را ترک کرد، به آسوشيتدپرس گفت: فکر مي‌کنم مشکل ، من و لباس من نبود. لاريسا آبرامووا، ويولون‌نواز اوکرايني مي‌گويد: به نظرش لباس سرخ و بي آستينش در آن ضيافت شام بسيار دوست‌داشتني و چشم نواز بوده است. او پوشش خود را بيشتر توصيف مي‌کند: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 12:19  توسط حمید باقری  | 

هنوز لحظاتي كه بچه‌هاي « آينده نو » پشت در بسته اين روزنامه بهت‌زده منتظر كسي بودند تا به آنها توضيح دهد چرا روزنامه تعطيل است را نمي‌توانم از ذهنم دور كنم . من مدتها قبل‌تر از آن از آينده نو بيرون آمده بودم و حتي هيچ حساب و كتابي هم نداشتم كه فكر كنيد بابت طلب يا ... اين صحنه برايم گران آمده بود . هنوز يادم هست كه خانم « هدي امين » و « مينو گله » از نگهبان خواستند بگذارد حداقل وسايلشان را ببرند و او گفت نه حاجي (وصال) گفته نمي‌شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 0:55  توسط سینا قنبرپور  | 

 

در آخرين روزهاي رياست جمهوري سيد محمد خاتمي يك گروه دوازده نفري تهيه و انتشار گزارشي را آغاز كردند كه چند سال بعد و در دوره مجلس هفتم دستمايه طرح تحقيق و تفحص مجلس جديد از وزارت ارشاد دولت قديم شد.

بر اساس این گزارشُ  مرحوم فريدون مشيري به خاطر  شعر معروف خود : گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني؟ و آن چنان مات كه يك دم مژه بر هم نزني؟   به چشم‌چراني متهم شده است و شعر او  مصداق اشاعه آداب و رسوم غيراخلاقي تشخيص داده شده است. چر كه  يك نفر مات يك نامحرم شده است. اما اتهام مرحوم مشيري سنگين‌تر هم مي‌شود. چرا كه از نگاه ارزياب به اشاعه روابط نامشروع زنان و مردان متاهل با غير همسران شان محكوم شده است. آنجا كه گفته است گفتي كه چو خورشيد، زنم سوي توپر – چون ماه، شبي مي‌كشم از پنجره سر- اندوه كه خورشيد شدي تنگ غروب- افسوس كه مهتاب شدي وقت سحر.

ظاهرا محقق نكته سنج كلمه زنم را در عبارت زنم سوي تو پر به معناي همسرم گرفته است و در نتيجه اين كار قطعا خلاف شرع است. اما داستان به‌همين جا ختم نمي‌شود...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 16:54  توسط افشین امیرشاهی  | 

عجب بازی شد بحث مدیریتی در پرسپولیس تهران!

فوتبال حرفه ای مان نیز مانند باقی چیزهای مان پر است از محبت های مسئولین دلسوز! کم کم علی آبادی دارد پی می برد که تمام ورزش این مملکت همین مردم اند. همین مردم که حالا شما را هم نمی خواهند با این حساب باز خوانی می کنیم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 13:55  توسط کاوه علی اسماعیلی  | 

این عکس شاید خیلی جدید نباشد، اما احتمالا نمونه ای است از جامعه دلخواه و تصویر زنان دلخواه طراحان طرح مبارزه با بد حجابی. دیدنش خالی از لطف نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 1:45  توسط سهیلا بیگلرخانی  | 

 شايد اگر مديران رسانه ملي مي‌دانستند حضور سردار طلايي در برنامه شب شيشه‌اي آنهم به فاصله چند شب پس از دعوت سردار رادان به اين نمايش ، به ابهامات موجود درباره نتايج مشكوك نظرسنجي طرح مبارزه با بدحجابي دامن مي‌زند، هرگز زير بار اين خواسته برنامه سازان خود نمي‌رفتند. يا حداقل بر اساس رويه هميشگي قدري بيشتر روي نتايج نظرسنجي دوم درباره موفقيت سردار طلايي در پليس يا شوراي شهر تامل مي كردند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 17:1  توسط امير موسي كاظمي  | 

12 اردیبهشت در ایران روز معلم نامگذاری شده است. روزی که مرتضی مطهری به شهادت می رسد. اما عجیب این که 47 سال پیش نیز در چنین روزی حادثه دیگری رخ می دهد و دکتر ابوالحسن خانعلی دبیر دبیرستان جامی تهران هنگامی که در کنار سایر همکارانش در اعتراض به «لایحه اشل حقوقی» معلمان در میدان بهارستان حاضر شده بود به دست رئیس کلانتری 2 بهارستان از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و جان می بازد؛ حادثه ای که منجر به سقوط کابینه شریف امامی و روی کار آمدن علی امینی به عنوان نخست وزیر می شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 15:1  توسط افشین امیرشاهی  | 

مردم می خندند وقتی سیاه قرمز پوش با آن صدای زیر آشنا به صحنه می آید. وقتی می گوید:«ننه م رو چهار راه ولیعصر گرفتن، من مانتوی قرمزش رو پوشیدم.» مردمی که در حیاط خانه هنرمندان به تماشای تئاتر خیابانی ایستاده اند، کف می زنند و هورا می کشند. وقتی عزاداری های مدام این سال ها را به سخره می گیرد و مردم هورا می کشند، معلوم نیست از کجا دستور می رسد که این سیاه برزنگی را خفه کنید، آمر نمی داند اعتراض، تمام هویت این سیاه مبارک نام است و مبارک بدون زخم زبان به دستگاه حاکم دیگر مبارک نیست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 0:29  توسط سارا امت علی  | 

به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، پنج شنبه ۱۳ارديبهشت مراسم بزرگداشتی در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برگزار شد و  طی آن از  5 چهره های برگزیده مطبوعاتی  احمد رضا دريايي ، فيروز گوران ، عبدالعلي رضايي ؛ عباس عبدي و شهلا شركت تقدیر شد. این دومین سالی بود  که انجمن صنفی از 5 روزنامه نگار برتر بر اساس معیارهای تعیین شده تجلیل می کرد. انتخاب روزنامه نگاران برتر در دو مرحله انجام مي شود .  روزنامه نگاران برتر در مرحله اول توسط تمام روزنامه نگاران و در محله دوم   توسط هیئت مدیره انجمن انتخاب می شوند.سال گذشته از "محمد بلوري"، "مسعود بهنود"، "ليلا رستگار"، "عميد نائيني" و "اكبرگنجي" تقدير شد. اما امسال از كسي تقدير شد كه عمر خودش را وقف روزنامه و روزنامه نگاري كرده است  .احمد رضا دريايي روزنامه نگار برجسته اي كه اين روزها حال و روز خوشي ندارد و در كنج خانه اش با بيماري آلزايمر دست و پنجه نرم مي كند .

براي من كه كار روزنامه نگاري را به واسطه احمد رضا دریایی آغاز كردم ،  اسم دريايي معني خاصي دارد .به مناسبت مراسم تقدير از روزنامه نگاران برتر مطلبي در معرفي دريايي مطلبي نوشته ام كه در پي مي آيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 13:39  توسط افشین امیرشاهی  | 

معلم گفت : « بنویس سیاه! » و پسرک ننوشت. معلم گفت : « هر چه می دانی بنویس». و پسرك گچ را در دست فشرد.
معلم گفت: «املای آن را نمي داني؟ » و معلم عصباني بود.
سياه آسان بود .  و پسرك چشمانش را به سطل قرمز رنگ كلاس دوخته بود.. معلم سر او داد كشيد و پسرك نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت  .. و باز جوابي نداد.معلم به تخته كوبيد
و پسرك نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند و سكوت كرد.
معلم بار ديگر فرياد زد: «بنويس! گفتم هر چه مي داني بنويس!»
و پسرك شروع به نوشتن كرد:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 20:1  توسط حمید باقری  | 

چاپ و تکثیر  مطالب پرسش برانگیز به اسم نشریات دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر تهران باعث شد تا فضای این دانشگاه ظرف چند روز گذشته متشنج شده و درگیری هایی میان دانشجویان به وقوع بپیوندد. در عین حال مدیران مسوول نشریات دانشجویی اعلام کرده اند از چاپ مطالب توهین آمیز با لوگوی نشریه خود کاملا بی اطلاع بوده اند و توزیع چنین نشریاتی قطعا  برای برخورد با دانشجویان مستقل و آزادیخواه صورت گرفته است. به طوری که  گروهی از دانشجویان با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت پیش آمده  در دانشگاه ها   در بیانیه ای اعلام کردند؛ شروع این پروژه نشانگر آن است که این بار با یک خودزنی کوچک می خواهند ریشه هر منتقدی را از جا برکنند .از  طرف دیگر بسیج دانشجویی در چند روز گذشته واکنش شدیدی نسبت به چاپ مطالب در برخی از نشریات دانشجویی شده است و تا آنجا پیش رفته که خواهان انقلاب فرهنگی دیگری در دانشگاه های کشور شده است.

در این روزها که  زمزمه های انقلاب فرهنگی دوباره در میان جمع محدودی از دانشجویان و به بهانه چاپ مطالب پرسش برانگیز در نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر به گوش می رسد مطلبی در باره شورای عالی انقلاب فرهنگی و چگونگی انقلاب فرهنگی آماده کرده ام که در پی می آید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 20:32  توسط افشین امیرشاهی  | 

زیرتیتر فقط یک وبلاگ خبری - تحلیلی گروهی نیست ، قراری است میان جمعی از دوستان روزنامه نگار برای گفتن ناگفته هایی که هیچ وقت تیتر نمی شوند. اين اما خارج از قاعده اي نيست كه براي فعاليت رسانه اي در ايران بايد به آن تن داد. چارچوبي كه نويسندگان اين وبلاگ به واسطه سالها حضور در عرصه روزنامه نگاري كشور كاملا به زواياي پيدا و پنهان آن آشنا و در عين حال به آن نقد دارند. زيرتيتر مي كوشد اين ناگفته ها را در قالب همين چارچوب اما فارغ از خودسانسوري هاي تحميلي بيان كند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 18:0  توسط امير موسي كاظمي  | 

وبلاگ خبری - تحلیلی گروهی زیرتیتر با تکمیل نویسندگان خود بزودی فعال می شود.
+ نوشته شده در  جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 18:13  توسط امير موسي كاظمي  |